تبليغاتX
مداد پررنگ
| Home | Contact


دوشنبه 18 آذر1387
گلوی سکوت...

1

این چند‌شنبه‌ها

خشک که شد

می‌گذارم کنار آینه

تا روز تولدم

یادت بماند

 

2

همیشه سوت پاییز را زودتر می‌کشیدی

و کنار لباس‌های نم‌دارمان

می‌گفتی:

          بوی تو را دارد

          بوی خودم...

 

3

گردنبند صدفی‌ات

دستان نرم من را

در گلوی سکوت

تعبیر کرد

و ما در هم خوابیدیم

 

4

همیشه «صبح‌بخیر عزیزم» را زودتر می‌گفتی

و شب‌بخیرها قسمت من می‌شد

با تکه شعری

از نمی‌دانم کجای ذهنم

(بوشهر - آذر 87)

+ 0:21 AM