
1
این چندشنبهها
خشک که شد
میگذارم کنار آینه
تا روز تولدم
یادت بماند
2
همیشه سوت پاییز را زودتر میکشیدی
و کنار لباسهای نمدارمان
میگفتی:
بوی تو را دارد
بوی خودم...
3
گردنبند صدفیات
دستان نرم من را
در گلوی سکوت
تعبیر کرد
و ما در هم خوابیدیم
4
همیشه «صبحبخیر عزیزم» را زودتر میگفتی
و شببخیرها قسمت من میشد
با تکه شعری
از نمیدانم کجای ذهنم
(بوشهر - آذر 87)