تبليغاتX
مداد پررنگ
| Home | Contact


دوشنبه 21 خرداد1386

گفتگو با امید سرخی مدیر فنی روزنامه ی اعتماد ملی

فکر نمی کردم بوشهر روزنامه نداشته باشد!

پیش درآمد:

از وقتی که شب متوجه شدم، با خودم تا صبح تمام صفحه های روزنامه ی اعتماد ملی را در ذهن ورق می زدم، فاصله ی 200 کیلومتری از کلاس چه زود گذشت... دوستانم در کلاس به طعنه می گفتند: تو اعتماد ملی را می خوانی یا می خوری؟ و من باز استاد را با مثال هایم به صفحات «اعتماد ملی» می بردم و او با لبخندی و تکان دادن سری به من بارها حالی کرد که محدودیت گاهی او را نیز به ناخواسته ها برده!. آرام و با دقت توضیح می داد. می خواست از نداشته های ما هم داشته هایی پیدا کند و من هی معذرت خواهی می کردم از زیاد سؤال کردنم!. حتی وقتی می خواست به فرودگاه برود در مسیر راحتش نگذاشتم...


ادامه‌ی مطلب
+ 4:41 AM
شنبه 12 خرداد1386
مداد برتر!!!

اون قدر دست دست کردم برای نوشتن این خبر که دیگه از تب و تاب افتاده و هیچ مزّه ای الآن ندارد! (مثل نوشابه ی بدون گاز می ماند) اونم اینه که "مداد پررنگ" جزو وبلاگ های برتر استان بوشهر شناخته شد. مسابقه ای که خودم ثبت نام نکرده بودم و یکی از دوستانم اسمم را نوشته بود... روی هم رفته مسابقه ی ضعیفی بود و نمی توانست بیانگر تمام داشته های وبلاگی استان بوشهر باشه. با احترام به وبلاگ های انتخاب شده باید بگویم که نا آشنا بودن داورها با حال و زبان وبلاگ نویسی منجر به از قلم افتادن بسیاری از بهترین ها شد و یکی از دلیل های محکم می تواند وبلاگ نویس نبودن اکثر داورها باشد (بعضی از آن ها تازه شروع کرده اند) و دلیل جالب تر این که به گفته ی آقای چمکوری- دبیر همایش- شکل و ظاهر وبلاگ ها اولین و مهم ترین گزینه ی انتخاب (مرحله ی داوری اول) این جشنواره بوده!!! ولی شروع این نوع کارها با تمام کاستی ها و ضعف ها می تواند نویدی برای آینده ی دنیای "صفر و یک" استان باشد و زحمت های دانشگاه آزاد واحد "شهر خورموج" قابل ارج و سپاس است.

مرتبط:

نتایج و اختتامیه ی جشنواره - دشتی ها

جشنواره ی وبلاگ نویسان و ... - زنگ ریاضی

از دوستانی که تو این مدت تبریک گفتن ممنونم!


"مریم " عزیز و "آقای پهلوزاده" بزرگوار، امیدوارم از دعوت من به بازی "آرزوها" پشیمان نشده باشید! می نویسم حتمن...

+ 6:35 PM