تبليغاتX
مداد پررنگ
| Home | Contact


شنبه 31 تیر1385
خیلی چیزا با هم...

حدود یک ماه می شه که این جا چیزی ننوشتم... خیلی هم حرف دارم واسه گفتن... ولی باید دل و دماغ هم داشت... امیدوارم که بتونم بیشتر این جا رو آب و جارو کنم... دوستان گله می کنن که این جا شده برات رنج نامه!!! و همه از ناراحتی می نویسی؟!!! در جواب چیزی نداشتم(ندارم) واسه گفتن...

این روزا بیشتر وقت رو تو خونه می گذرونم! هیچ کتابی نخوندم... طرح گرافیکی کم کار کردم و...

کامپیوترم خراب شده... دعا دعا می کنم که اطلاعاتم پاک نشده باشه... خیلی برام مهمه...

اوضاع فلسطین و لبنان آزارم می ده... مردم بی گناه همیشه قربونی بی فکری سردمداراشون می شن... نوشته ی خورشید خانم چسپید بهم... البته این پتیشن رو مثل پرستو امضا کردم...

دیگه... هیچ...

 

+ 12:10 PM